تب برفکی (Foot-and-Mouth Disease; FMD) یک بیماری ویروسی حاد و فوق العاده مسری است که عمدتاً نشخوارکنندگانی مانند گاو، گوسفند و بز را درگیر میکند. توانایی بسیار بالای این بیماری در انتقال و گسترش سریع، همراه با پیامد های سنگین اقتصادی و بهداشتی، آن را به یکی از مهم ترین چالش های پیش روی صنعت دامپزشکی و دامپروری جهان تبدیل کرده است. در این مقاله، به بررسی جنبه های مختلف این بیماری پرداخته خواهد شد.
ویروس عامل تب برفکی
ویروس عامل تب برفکی، یک ویروس RNA دار تک رشتهای از خانواده پیکورناویریده و جنس آفتوویروس است. طول این RNA حدود ۸۴۰۰ نوکلئوتید است. چهار پروتئین ساختاری (VP1، VP2، VP3، VP4 ) ژنوم آن را دربرمیگیرند و اجزای اصلی کپسید ویروس را می سازند. تاکنون هفت سروتیپ از این ویروس (O, A, C, Asia 1, SAT 1, SAT 2, SAT 3) شناسایی شدهاند که هر یک با ایجاد تنوع آنتی ژنی، مقابله با بیماری را دشوار میکنند.

انتقال و شیوع ویروس تب برفکی در نشخوارکنندگان
ویروس تب برفکی (FMDV) در تمامی ترشحات و مواد دفعی نشخوارکنندگان آلوده وجود دارد و میتواند حتی چند روز پیش از بروز علائم بالینی منتقل شود. این ویژگی باعث گسترش سریع بیماری می شود. حیوانات حساس ویروس را عمدتاً از طریق دستگاه تنفسی یا مخاط دهان دریافت می کنند.
راههای اصلی انتقال ویروس عبارتاند از:
• ورود دام های تازه وارد به گله که ویروس را از طریق بزاق، شیر یا سایر ترشحات بدن خود منتقل می کنند
• تماس با محیط های آلوده نگهداری و حمل و نقل حیوانات
• مصرف خوراک، آب، شیر و سایر مواد بیولوژیکی آلوده
• انتقال ویروس از طریق لباس، کفش و تجهیزات آلوده
• انتقال بیماری از طریق ذرات معلق (آئروسل های) آلوده در هوا
ویروس تب برفکی می تواند در شرایط خاص، همراه جریان هوا تا حدود ۳۰۰ کیلومتر جابه جا شود. این فاصله به شدت تحت تأثیر عوامل محیطی مانند دما و رطوبت قرار دارد. در فصول سرد و خشک، به دلیل پایداری بالاتر ویروس، احتمال شیوع بیماری افزایش می یابد؛ در مقابل، رطوبت زیاد و بارندگی شدید می توانند پخش ذرات آئروسل آلوده را محدود کنند.
پاتوژنز و علائم بالینی تب برفکی
ویروس تب برفکی از راه استنشاق ذرات آلوده یا نفوذ از محل آسیب های بافتی وارد بدن نشخوارکنندگان می شود. این ویروس ابتدا در مخاط دستگاه تنفسی تکثیر یافته و سپس همراه جریان خون به صورت سیستمیک در بدن پخش می شود. بافت های اپیتلیال بالغ و عضله قلب (به ویژه در حیوانات نابالغ) مهم ترین اهداف این ویروس هستند و درگیری آن ها زمینه ساز بروز عوارض و بیماری های ثانویه می شود. دوره نهفتگی (کمون) بیماری معمولاً بین ۲ تا ۱۴ روز است و شدت علائم بالینی به عواملی مانند سروتیپ ویروس، دوز آلودگی، سن، گونه حیوان و سطح ایمنی میزبان وابسته است.
علائم اولیه این بیماری شامل تب بالا، کاهش اشتها و ترشح بزاق کف آلود است. در مراحل بعد، وزیکول ها و تاول های دردناک در بخش هایی مانند دهان، بینی، زبان، لب ها، فضای بین انگشتان، بالای سم، روی پستان ها و نواحی تحت فشارپوستی ایجاد می شوند. در گوسفند و بز، تب و لنگش از شاخص ترین نشانه ها هستند، اما در گاو های شیری علاوه بر این علائم، مواردی همچون کاهش محسوس تولید شیر، بروز ماستیت و در برخی موارد سقط جنین نیز گزارش می شود.
وزیکول ها معمولاً طی ۷ تا ۱۱ روز ترمیم می شوند، اما ضایعات نواحی پا ممکن است مدت بیشتری باقی بمانند و زمینه ساز بروز عفونت های باکتریایی ثانویه شوند. میزان مرگومیر در حیوانات بالغ نسبتاً پایین بوده و حدود ۱ تا ۵ درصد است، ولی در گوساله ها و بره ها میتواند به ۲۰ درصد یا بیشتر برسد. در برخی موارد، تلفات حتی پیش از بروز وزیکول ها و به دلیل میوکاردیت چندکانونی رخ میدهد؛ همچنین گزارش هایی از میوزیت در سایر عضلات بدن وجود دارد.
تب برفکی با پیامد هایی همچون کاهش وزن بدن، افت تولید شیر (که در موارد مزمن میتواند تا ۸۰٪ برسد)، تأخیر در ترمیم ضایعات و کاهش نرخ لقاح همراه است. شدت علائم و خسارت بیماری تحت تأثیر عواملی مانند نژاد دام، تراکم گله و شرایط محیطی قرار دارد. این بیماری ممکن است از نظر بالینی با بیماری هایی نظیر استوماتیت تاولی یا زبان آبی اشتباه گرفته شود؛ از این رو، تشخیص قطعی تنها از طریق آزمایش های آزمایشگاهی امکان پذیر است. در دام های بالغ، تب برفکی به ندرت منجر به مرگ می شود، اما در دام های جوان (بهویژه به علت میوکاردیت) و همچنین در صورت ابتلای دام مادر، ممکن است کاهش شدید تولید شیر و تلفات بالا مشاهده شود. هرچند انتقال تب برفکی به انسان نادر است، اما مواردی گزارش شده که تماس مستقیم با دام آلوده موجب عفونت انسان شده است. علائم بالینی در انسان شامل بی حالی، تب، استفراغ، ضایعات دهانی و در برخی موارد تاول های پوستی است.
درمان، پیشگیری و کنترل تب برفکی
برای تب برفکی درمان ضدویروسی ویژهای وجود ندارد و مدیریت بیماری عمدتاً بر پایه اقدامات حمایتی استوار است. این اقدامات شامل استفاده از آنتیبیوتیک ها برای پیشگیری از بروز عفونت های باکتریایی ثانویه،تقویت سیستم ایمنی دام با استفاده از مکمل های دامی، بهکارگیری محلول های ضدعفونیکننده جهت تیمار ضایعات، مراقبت دقیق و مستمر از زخم ها است.
کنترل بیماری بر اساس تشخیص زودهنگام، گزارش سریع و نظارت مستمر طبق دستورالعملهای بین المللی انجام می شود که به پایش و شناسایی ویروس و بیماری کمک میکند. نحوه اجرای این برنامه ها بسته به شرایط اپیدمیولوژیک هر کشور متفاوت است.
رعایت بهداشت زیستی در مزارع اهمیت حیاتی دارد و شامل اقداماتی همچون کنترل دسترسی به دامها و تجهیزات، ورود مدیریت شده دام ها، پاکسازی و ضدعفونی منظم محل نگهداری دام، گزارش سریع موارد مشکوک و دفع بهداشتی کود و لاشه ها است. در صورت بروز بیماری، انجام سریع اقدامات مقابله ای ضروری است؛ از جمله معدوم سازی دام های آلوده، قرنطینه واحد های مبتلا، ردیابی و پایش دام های مشکوک و ضدعفونی کامل محیط و تجهیزات.
مبارزه با تب برفکی بهدلیل شدت بالای سرایت، قابلیت آلوده سازی گونه های مختلف میزبان و پیچیدگی های ذاتی ویروس، همواره چالشی جدی است. همچنین واکسیناسیون مهم ترین راهبرد پیشگیری به شمار میآید، اما به علت تنوع گسترده سروتیپ های ویروس، واکسن های موجود همواره کارایی کامل ندارند و نیاز به توسعه واکسن های کارآمدتر و مؤثرتر به شدت احساس می شود.
برای مؤثر بودن برنامه های واکسیناسیون تب برفکی، باید دستکم ۸۰ درصد دام ها واکسینه شوند تا ایمنی جمعی در جمعیت شکل بگیرد. واکسن ها باید همخوانی ژنتیکی و آنتیژنی با سویه های در حال گردش ویروس داشته و بر اساس استاندارد های بین المللی تولید شوند. در این میان، واکسن های غیرفعال (Inactivated) به دلیل ایجاد ایمنی بیشتر و نبود خطر بازگشت به بیماری زایی، نسبت به واکسن های تضعیف شده (Attenuated) ارجحیت دارند. تصمیمگیری نهایی درخصوص اجرای واکسیناسیون بر عهده مراجع ملی و سازمان های بهداشتی ذیصلاح است.
نتیجه گیری
تب برفکی بیماری ویروسی بسیار مسری در نشخوارکنندگان است که پیامد های اقتصادی و بهداشتی قابل توجهی دارد. شناسایی به موقع بیماری و اجرای استراتژی های مؤثر پیشگیری، از جمله واکسیناسیون، رعایت اصول بهداشتی و تقویت مقاومت ایمنی میزبان، میتواند به طور قابل توجهی در کاهش شیوع آن مؤثر باشد. همچنین، انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه ضروری است.